در انتهای شب
شنبه, ۳۰ تیر ۱۴۰۳، ۰۳:۰۳ ق.ظ
رضا : تو اون ماه های اولی که تو و ماهرخ داشتین باهم اکی میشدین من هنوز امیدوار بودم ، فکر میکردم زود بهم میزنین...
این بیت حافظ رو نستعلیق نوشته بودم زده بودم تو اتاق تو خوابگاه :
"من ارچه از نظر یار خاکسار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند"
خیلی تسکین دهنده ی خوبی بود برایِ یه عاشق دلشکسته....
+ بمونه به یادگار از مینی سریالِ فوق العاده ی خانوم آیدا پناهنده که عاشقانه دوستش داشتم ؛ در انتهای شب.
حتما ببینید.
- ۰۳/۰۴/۳۰
سلام
عاشقانه دلنشینی بود و دوستش داشتم و این دیالوگ واقعا گل قسمت آخرش بود 🌷🌷🌷