ویترین ویانا

🖤به نام خداوند رنگین کمان.....

ویترین ویانا

🖤به نام خداوند رنگین کمان.....

سلام خوش آمدید

۱۲ مطلب در شهریور ۱۴۰۰ ثبت شده است

هیچوقت لباسی که دوست داشتم را نپوشیدم.
هیچوقت جایی که دوست داشتم را نرفتم.
حرفهایم را نزدم.
پرهای پروازم شکست و رویاهایم گرفته شد.
تحقیر شدم ، سرکوب شدم ، شکستم.
با همه این ها ، با همه از امید ، از محقق شدن رویاها حرف زدم.
خندیدم و زندگی خودم را برای همیشه فراموش کردم.
کسی را زندگی کردم که صبح ها با انگیزه از خواب بیدار میشد و برای اهدافش تلاش میکرد. که تلاش کافی بود و لازم نبود بجنگد.
 هنوز هم شب ، ذوق دیدن ماه را داشت.
با رویاهایش میخوابید.
من کسی را زندگی میکردم که هرگز شبیه من نبود.
من ، خودم را هم از یاد برده بودم.
شاید که این بهترین راه بود.
خاطرم نمانده چه کسی بودم،فقط میدانم که خیلی دلم برای خودم میسوزد،همین.

  • ۰ نظر
  • ۱۱ شهریور ۰۰ ، ۲۰:۴۶
  • ویــ ـانا

 تو چه دانی که راویِ این قصه‌های بی‌پایان
خود حاملِ هزار درد و هزار داستان است…

 

•شروع/نوشتن/قصه های زندگی

 

 

 

 

 

  • ۳ نظر
  • ۱۱ شهریور ۰۰ ، ۲۰:۴۵
  • ویــ ـانا
ویترین ویانا

آخرین نظرات